غروب یکشنبه
فقط کساییکه غروب جمعه دانشجویان شهرستانی رو دیده باشند، غروب یکشنبه اینجا رو درک میکنند!
ایران
ما فعلا از خیر اخبار خوب از ایران می گذریم، لطفا شر مفرستید!
توضیح: مدتی بود که رسانه ها مشغول اخبار لیبی و سوریه بودند، اما امروز باز ایران همه جا در صدر اخبار هلند بود.
پرسپولیس
تنها دلخوشی باقیمانده از دوران کودکی ما یه پرسپولیسه که اونم به مانند مادرش تب کرده و داره میسوزه!
آقای کاشانی که الان مدتها است می خواد بره دنبال معلمی ولی داغ رو پیشونیشون رو از ازل به نام پرسپولیس زده اند...
آقای دایی هم که از فرط حرفه ای بودن مبلغ قراردادشون رو می بخشند!
آقای استیلی هم بهترین گزینه رو دایی میدونن، اما از 6 ماه پیش از شدت علاقه خدمت به هواداران خواب نداشته اند!
ما هم که سالهاست این خبرها رو مو به مو دنبال میکنیم و می گوییم: ای بابا! اصلا فوتبال ایران در حد ملیش هم دنبال کردن نداره، چه برسه به آبی و زرد و سبز!
تولد تارا
تارا کوچولو ما یک ساله شد! تولدت مبارک بابایی!
این هم کادوی عمو علی از راه دور که من با (بی) اجازش اینجا مینویسم:
افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن
پ.ن.: رکورد جدید من این بوده که به مدت یکسال اینجا ننوشتم تا تارا یک ساله بشه!
تارا
پس از کلی انتظار شیرین، تارا کوچولو خونه ما رو روشن کرد و من هم رسما شدم بابای تارا!
شهروندی
در راستای ادامه بحث آزاد اندیشی و آلاختون ، چند روز پیش یکی از همکاران کلمبیایی شهروند هلند شد و از شهردار دلفت گواهی شهروندی گرفت.
به همین مناسبت هم برای همکاران بخش شیرینی و میوه خریده بود و برای غلیظ شدن بیشتر هم نارنگی گرفته بود که به رنگ نارنجی است و رنگ دوست داشتنی و سلطنتی هلند است.
وقتی برای علی ماجرا رو تعریف میکردم گفت: مگه شهروند هلند شدن شیرینی دادن هم داره.
بعدش هر دو تامون با هم گفتیم : خوب معلومه!
الهه
رویای آزادی و آزاداندیشی (3): آلاختون!
به دنبال ابهامات ایجاد شده در مورد لغت ابهام آمیز آلاختون باید تاکید کنم که این لغت در
کاربردهای رسمی دولت هلند هیچ بار منفی ندارد و تنها در زبان محاوره ای هست که بعد از کاربرد زیاد آن در رسانه ها و آن هم فقط در مورد ملیتهای محدودی و آن هم فقط در اخبار بد، از حالت خنثی به منفی گراییده، طوریکه شهرداری لاهه سعی میکند که برای جلوگیری از ابهام و تحریک از آن استفاده نکند. در هر حال این لغت پر هیبت بحث هایی را ایجاد کرده که می توانید در این مستند جالب ببینید (به زبان هلندی).
اما در هر صورت هدف من اصلا بیان وجود تبعیض و نژادپرستی و یا اعتراض به آن نیست! بلکه واقعیت وجود مشکل خارجی های ایزوله و در برخی موارد مشکل زا هست که متاسفانه دولت هلند برای حل آن سیاستی را پیش گرفته که تحریک کننده بوده و به تشدید مشکل می انجامد و آن به قول بابای آیدا سیاست "دسته بندی" است. نگاهی به دسته بندیهای زیر در مورد "انسان" های بیچاره بیندازید (منبع):
'Buitenlander, arbeidsmigrant, onderwijsmigrant, asielmigrant, eerste generatie migrant, tweede generatie migrant, emigrant, etnische minderheid, illegale migrant, spontane migrant, immigrant, allochtoon, westerse allochtoon, niet-westerse allochtoon, allochtoon volgens de beperkte definitie of volgens de ruime definitie, autochtoon, Nederlander, niet-Nederlander, nieuwkomer, vreemdeling, vluchteling, asielzoeker…wow
تا اینجا ٢٣ گروه و حالا اضافه کنید:
Turkse Nederlander, Marokkaanse Nederlander, Irakese Nederlander, Iraanse Nederlander...en
آیا ما نمی توانیم، حداقل برای جلوگیری از ایجاد ابهام، خود را از این طبقه بندیهای مسخره رها کرده و در مورد انسانها آزادانه تر و انسانانه تر فکر کنیم؟
علی
رویای آزادی و آزاداندیشی (2)
هفته گذشته شخصی از موسسه برنامه ریزی و مطالعات اجتماعی و فرهنگی هلند١ وقت گرفته بود تا در مورد وضعیت زندگی ما در هلند و برخورد ما با هلندیها و دیگر ملیتها و بالعکس تحقیق کند.
سولات زیادی پرسیده شد اما آنچه برای من جالب بود نحوه طراحی سوالها بود، طوریکه در بسیاری موارد جواب مورد نظر من در گزینه ها نبود و فرد مذکور مجبور بود تا جواب من را در قسمت توضیح اضافه کند. در بسیاری از سوالها شما مجبور میشدید تا از بین هلندی بودن و ایرانی بودن و نیز هلندی ها و ایرانی ها یکی را انتخاب کنید٢، به عنوان مثال دوست مورد اعتماد، همسایه ترجیحی، همکار ترجیحی و ... و البته با این نگاه "بنگ بنگ" به موضوع، صحبت از Integration در این جامعه بسیار خنده دار است٣.
سوال آخر هم این بود که: "تا چه اندازه خود را آلاختون می دانید؟" این سوال هم بسیار جالب هست وقتی بدانید که طبق قانون هلند ما تا نسل سوم در اینجا "رسما" آلاختون یا خارجی محسوب خواهیم شد. اگرچه واژه آلاختون به تنهایی مفهوم بدی ندارد۴، اما در زبان محاوره ای کمی بار منفی داشته (معادل واژه "اجنبی" در فارسی) و تنها در مورد پناهنده ها و مهاجرهای غیرنرمال و به طور کلی مراکشی، ترکیه ای، ایرانی و ... به کار میرود. در مورد دیگر مهاجرها معمولا لغت خارجی (buitenlander) و یا گاهی آلاختون غربی به کار میرود.
پ.ن.: گفته بودم که "گفته میشود که هلند کشور آزادی است"، ولی آیا هلند کشور آزاداندیشان هم هست یا "پوسیدگی اندیشه" در اینجا هم رایج است؟!
١. Sociaal en Cultureel Planbureau: این موسسه یکی از مهمترین مشاوره دهنده های دولت و پارلمان هلند در حوزه های فرهنگی و اجتماعی است.
٢. من از همان دوران کودکی هم همیشه از سوالهایی مثل "کدام خاله را بیشتر دوست داری و x رو بیشتر دوست داری یا y رو" متنفر بودم!
٣. اصطلاح "Bang-Bang" در مورد فرایندهایی به کار میرود که با کنترولرهای ٠ و ١ (مانند شیرهایی که فقط حالت بسته یا باز دارند) قابل کنترل هستند.
۴. آلاختون (allochtoon) به معنی لغوی "سرچشمه گرفته از خارج" در هلند به کسی گفته میشود که خود و یا یکی از والدین او غیرهلندی بوده و در خارج از هلند به دنیا آمده باشد. بنابرین حتی فرزندان یک خارجی با ملیت هلندی نیز آلاختون به حساب می آیند. تنها نسل سوم در صورتی که هم پدر و هم مادر آنها متولد هلند و هلندی باشند آلاختون محسوب نمی شوند. جالب است بدانید پرینسس آمالیا، پرینسس آلکسیا و پرینسس آریانه از اعضای خانواده سلطنتی هلند هر سه رسما آلاختون محسوب میشوند چون مادر آنها هلندی و متولد هلند نبوده است!
علی
رویای آزادی و آزاداندیشی (1)
روزگاری متعلق به یه قبیله و نژادی بودن برتری بود و بعد قرنها عقیده و مذهب ملیت انسانها را تعیین میکرد. اکنون نیز حدود و ملیت ما بر اساس مرزها و پاسپورتهاست. اما آنچه اغلب ما از آن غافلیم این است که اندیشه را هیچ حد و مرزی نتوان گذاشت مگر از جنس خود آن، یعنی از جنس مشخصه های انسان بودن.
بنابرین در واقع مفاهیم غربی و شرقی، مسلمان و غیر مسلمان، ایرانی و غیرایرانی، ترک و فارس، فامیل و غیر فامیل و ... عوامل اصلی تحجر افکار ما و مانع آزاد اندیشیدن هستند و تعصب بیش از حد بر هر یک حتی میتواند به پوسیدگی اندیشه منجر شود!
در این مورد بیشتر خواهم نوشت.
علی
اعتراض
"ما کاری به حکم نداریم، حکم رو کاغذ مال محکمه است، اصلیت حکم مال خداست، که مأمنش ریخته وگل ریزون میکنیم واسه کسی که آزاد میشه از این چاردیواری که همه دنیا چار دیواریه...
سلامـتی سه تن، نامـوس و رفـیـق و وطـن
سلامتی سه کس، زندونی و سرباز و بی کس
سلامتی باغبونی که زمستونش رو از بهار بیشتر دوست داره
سلامتی آزادی، سلامتی زندونیای بی ملاقاتی ..."
پ.ن.: جملات بالا از فیلم "اعتراض" مسعود کیمیایی گرفته شده که این قسمت به همراه موسیقی متن مجید انتظامی در اینجا قابل دیدنه.
علی
