زندگی در گذشته

علی به من میگه که تو گذشته زندگی میکنم . خیلی هم بیراه نمیگه! چون من از گذشته خاطرات خوبی دارم و همه چیز جدید رو با مشابه گذشته مقایسه میکنم و چون نمیتونم همون مشخصات رو در اونها ببینم نا امید میشم و بعضی وقتها اونقدر شدید میشه که احساس خلاء میکنم. چیزی که در گذشته داشتم دیگه نیست یا کمرنگ شده ولی جاش رو چیز جدیدی نگرفته.

این قضیه در اینجا برام بیشتر نمود پیدا کرده چون تنها شدیم و بیشتر وقت برای مرور خاطرات و فکر کردن دارم. ولی اگه یک کمی بهتر فکر کنم و به دور و برم بهتر نگاه کنم شاید الان همه چیز یا لااقل بعضی چیزها بهتر از گذشته باشه. یه چیزهایی دارم که قبلا نداشتم و بودنشون زندگیمو پررنگتر کرده. چیزهایی رو ندارم که باعث شده فکر و خیالم راحت تر بشه و وقت برای کارهای بهتر و مفیدتری داشته باشم. چیزهایی رو میبینم که قبلا نمیدیدم چون کم سن تر و بی تجربه تر بودم. در عین حال اتفاقاتی هم تو زتدگیم افتاده که چندان دلپذیر  و به خوبی قدیما نیست.

شاید بهتر باشه که کمتر ایده ال فکر کنیم . چون هیج چیز و هیچ کس ایده آل نیست .حتی خود ما. همه چیز نسبیه . زشتی و زیبایی. خوبی و بدی و ... هر کسی استانداردی برای خودش تعریف میکنه و این استاندارد  هم متفاوت از دیگری است .

خیلی زوده برای مرور گذشته و  حسرت خوردن. گذشته ما داره ساخته میشه.

الهه

/ 4 نظر / 5 بازدید
روح اله

گذشته و آینده چیزی بیشتر و کمتر از حال ما نیست

احسان

دی رفت و فردا کو؟ به بلاگ آیدا هم سر بزنید!

لیلا

حضرت خیام در این مورد می فرمایند: از دي كه گذشت هيچ ازو ياد مكن فردا كه نيامده است فرياد مكن بر نامده و گذشته بنياد مكن حالي خوش باش و عُمر برباد مكن

منیر

سلام الان شما و علی آقا چیزی رو دارین که هیچوقت نداشتید . شما همدیگر رو دارید این دارایی هیچوقت کهنه و قدیمی نمیشه فکر کردن به گذشته خوبه به شرطی که انگیزه بیشتری برای آینده ایجاد کند. اگر خوب فکر کنی هیچوقت تنها نیستی چون هرجا باشی یکی همراهت و در دلت هست .توکل کن به خدا پس همه جا خونه شماست و همه آفریده ها خدا کنار تو و دوست تو منیره