مهربونی

جمعه گذشته ٨/٨/٢٠٠٨ بود. ٣ تا ٨ . چینی ها عدد ٨ رو عدد خوش شانسی میدونند و خیلی ها تو این روز ازدواج کردند. حتی تو دلفت هم چند نفر ازدواج کردند.

اون روز  صبح سلانه سلانه داشتیم میرفتیم سر کار . آسانسور تو طبقه دوم ایستاد و خانم همسایه شماره ٣۵ با یک گلدان شمعدانی  و یک کارت تبریک که پشت پاکتش  یک قلب بزرگ کشیده بود ، وارد آسانسور شد. بهمون صبح بخیر گفت و بدون مقدمه به گل اشاره کرد و گفت:

- قشنگه نه؟!

گفتیم: آره خیلی

گفت: دو نفر در همسایگی ما امروز ازدواج میکنند. میخوام این گلدون رو پشت در خونشون بگذارم تا وقتی در رو باز میکنند سورپریز بشن.

با یک ذوق و اشتیاق خاصی این جملات رو میگفت که ما رو هم سر حال آورد.

به علی گفتم :ما فقط ادعا میکنبم و اینها عمل میکنند.

محبت و دوستی دین و مرز و رنگ و ... نمیشناسه. فقط باید چشمهاتو باز کنی و از این چیزهای کوچک درس بگیری!

کادوی چند ده یا چند صد هزار تومانی ملاک دوست داشتن نیست. مهم نفس عمله . یه یادآوری ساده کافیه !

الهه 

 

/ 4 نظر / 4 بازدید
امیر

آره.. کارشون واقعا جالب بودش :) منم خوبم... مامانم پیشم هست و خلاصه خوش می گذره. تو هم که ماشالا همش مهمون داری :)

تیستو سبز انگشتی

سلامممممم بابا بی خیال. چه حسادتی؟[نیشخند] ایشالله سرت بیاد بفهمی شب بیداری و کمردرد و ...حسادت نداره که[قهقهه] تازه همه میگن این اولشه بعدش دیگه وحشتناک تره[شوخی]

تیستو سبز انگشتی

راستی خوب مهمون دارید ها...ما رو هم دعوت کنید ببینیم میتونیم چترمون رو باز کنیم یه چند روز هم ما بیاییم یا نه[زبان]

مامان تیستو

این هم آدرس وبلاگ نی نیه!! اونجا رو جدیدا بیشتر آپدیت میکنم!![چشمک] میگن نو که اومد به بازار...[قلب]