زوربازی

در پی اجابت دعوت بابای آیدابرای نوشتن در مورد قدرت:

من اگر روزی به قدرت برسم، اول تمام آرزوها و آرمانهای قبل از قدرت را فراموش کرده و برای تثبیت هر چه بیشتر قدرت خود می کوشم. در همین راستا تمامی کسانی که به هر نحوی با من مخالف باشند حتما به قدرت من چشم داشته و باید از سر راه برداشته شوند!

از آنجا که قدرت تنها وسیله برای رسیدن به هدف اصلی است، حفظ آن بالاترین مصلحت است! در همین راستا، تمامی کسانی که به حفط فدرت من کمک کنند دوست و بقیه دشمن هستند. بنابراین دوستانی قدرتمند و در عین حال احمق خواهم گرفت تا از قدرت آنها برای حفظ قدرت و از حماقت آنها برای تایید و تحکیم قدرت خود استفاده کنم. در چنین شرایطی هر کس به خود اجازه سوال در مورد اهداف و آرمانهای اصلی من که قبل از رسیدن به قدرت داشته ام بدهد، طبیعتا قدرت من را زیر سوال برده و سرنوشت او مشخص است.

پ.ن. ١: هر کس این تصور من نسبت به قدرت را قبول ندارد، نگاهی به تاریخ انداخته و نظر خود را اصلاح کند. وگرنه اولین قربانی من پس از رسیدن به قدرت خواهد بود!

پ.ن. ٢: خدا ... رو شناختو بهش شاخ نداد!

علی

/ 4 نظر / 12 بازدید
علی نادری

بابا چه قدر خشن! اینکه شد ژنرل عمرالبشیر!!!به نظرم قدرت خوبه در دست همون بابای آیدا باشه!

روح اله

چقدر این علی ها خشن هستند! نتیجه گیری: هیچ علی نامی نباید قدرتمند شود

بابای آیدا

جالب بود. حالا اون زمان ما دوست حساب میشیم یا نه[ابله]

نسیم

اون پی نوشت دوم خیلی خوبه [متفکر]