بازگشت

دیروز از سفر برگشتم. دلم برای خونه تنگ شده بود. هوای اینجا خیلی خوب شده . آسمون صاف و  آفتابی ! نه گرم و نه سرد.  امسال استقبال خوبی از مسافرای ایران کرده این هوا!

وای نمیدونستم این جت لگ اینقدر بده !  موتورم حسابی قاطی کرده. ۴٨ ساعته که سر هم ۶ ساعت هم نخوابیدم.

موقع برگشت مشکل خاصی تو فرودگاه نداشتم.  کمی زود رفتیم فرودگاه. ٣ ساعت کافی بود. ما ۴ ساعت قبل اونجا بودیم. نیم ساعت طول کشید تا خروجم رو ثبت کنم. نیم ساعت هم بازدید موقع ورود به سالن انتظار. همه باید کفشهاشون رو در میآوردن و تو یه اسکنر می ایستادند و اسکن میشدند. من یه مرحله اضافی داشتم و وسائلم علاوه بر اسکن با دستگاه ، باز شد و چک شد.

مامور پلیسی که وسائلم رو چک کرد جوانی حدودا ٣٠ ساله بود. دوست دختر افغانی داشت که تو آرمسفورت  زندگی میکرد. هلند رو دیده بود.

خوب شد که یک کتاب تو فرودگاه خریدم. تو هواپیما حسابی مشغول شدم. این هواپیما مثل موقع رفت مونیتور کوچک  نداشت و جای منم بد بود. نمیتونستم مونیتور روبروم رو خوب ببینم. موقع رفت ٣ نا فیلم دیدم.

تو دانشگاه با استقبال گرم همکارهام مواجه شدم. دلم براشون تنگ شده بود. واسه زنگ تفریح های ١٠:٣٠ و بحثهای جالب ناهار.

الهه

/ 1 نظر / 2 بازدید
علی نادری

رسیدن به خیر الهه خانم،علی‌ خوب بود؟