غلط مصطلح (٢)

همانطور که در مبحث "غلط مصطلح(١)" هم اشاره کردم به نظر میرسد که غلطهای مصطلح در رفتار و کردار روزانه ما همچون دروغ گفتن،لاف زدن، شعار دادن، دورویی و ریا، بدگویی، چاپلوسی، تعارف ، خودپسندی و ... هر روز محبوبتر و یا به بیان دیگه رایج تر میشوند. برای بررسی این نظر سعی کردم که کمی در تاریخ به عقب باز گردم. جایی که فروغ فرخزاد از دورویی و چاپلوسی اطرافیانش تقریبا دیوانه شده و می گه:
گریزانم از این مردم که با من
به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت 
به دامانم دو صد پیرایه بستند
از این مردم که تا شعرم شنیدند
 به رویم چون گلی خوش بو شکفتند
ولی آن دم که در خلوت نشستند
مرا دیوانه ای  بد نام  گفتند
    
و باز کمی عقبتر در تاریخ، جیمس موریه انگلیسی در مورد مردم ما در زمان فتحلیشاه (اگر اشتباه نکنم) میگه: 
"در تمام دنیا مردمی به لاف زنی ایرانیان وجود ندارد. لاف و گزاف اساس وجود ایرانیان است. هیچ ملتی هم مانند ایرانیان منافق نیست و چه بسا همان موقعی که دارند با تو تعارف میکنند باید از شرشان بر حذر باشی… عیب دیگری هم که دارند دروغگوئی است که از حد تصور خارج است. یکی از وزرا به یکی از اعضای سفارت فرانسه می گفت «ما در روز پانصد بار دروغ می گوئیم و با وجود این کارمان همیشه خرابست»… ایرانیان لبریزند از خودپسندی و شاید بتوان گفت که در تمام دنیا مردمی پیدا نشود که باین درجه بشخص خودشان اهمیت بدهند و برای خودشان اهمیت قایل باشند." (خلقیات ما ایرانیان، محمدعلی جمالزاده).
 
و در پایان این قسمت از شعر فردوسی (که در مقدمه کتاب جامعه شناسی خودمانی" اثر حسن نراقی هم آمده) بسیار جالب هست. ظاهرا این شعر قسمتی از نامه یکی از سرداران ایرانی به برادرش هست که به طرز شگفت انگیزی رفتار کنونی ما را پیش بینی کرده:

ز پـیـمـان بـگــــــــردنـد و از راسـتـی       گـــــرامـی شـود کــــــژی و کـاسـتـی

ربـــــایـد هـمـی ایـن از آن،آن از ایـن       ز نـفـــــریــن نــــدانـنـــد بـــاز آفــــریـن

نـهــــــان بــــدتــر از آشـکــــارا شـود       دل مـردمــــــان سـنــگ خـــارا شـــود

شـود بـــنـده ی بـی هــنـر شـهـریـار      نــــژاد و بــــــزرگـی نـیـــــایـد بـه کـــار

بـه گـیـتـی کـسـی را نـمـانــــد وفــا       روان و زبـــانــهـــــا شـــود پـــر جــفـــا

از ایـــــران و از تـــرک و از تــازیــــــان      نـــژادی پـــدیــــد آیــــد انـــدر مـیـــــان

نـه دهـقـان نـه تـرک و نـه تازی بـــود       سـخـن هـــا بـه کـــردار بـــازی بــــود 

هـمـه گــنـــج ها زیــــر دامـن نـهـنـد       بـمـیـرنـد و کـوشش بـه دشمن نـهنـد

زیــان کـسـان از پـی ســود خـویـش       بـجـویـنـــد و دیــــن انــــدر آرنـد پـیـش

   

نتیجه گیری: با شما...

  

 

پ.ن. ١ ) "غلط مصطلح" در اینجا اشاره به رفتارهایی هست که در زندگی روزانه ما رایج شده و با اینکه از نظر "اخلاقی" اشتباه هستند، ولی به دلیل کاربرد زیاد، استفاده از آنها مشکلی ندارد!
 
پ.ن.٢) کتابهای پیشنهاد شده در این رابطه:
 "ما چگونه ما شدیم؟" اثر  صادق زیباکلام .
"خلقیات ما ایرانیان" اثر محمدعلی جمالزاده (اگر حمل بر لاف و دروغ و... نشود باید عرض کنم که آقای جمالزاده فامیل ما هستند!).
"جامعه شناسی خودمانی" اثر حسن نراقی (پیشنهاد شده از طرف احسان).
 
پ.ن.٣) این بحث خیلی از اونی که فکر میکردم عمیق تره، بنابرین اگر در اون غرق نشدم باز هم در این رابطه خواهم نوشت!
علی
 
 
/ 2 نظر / 8 بازدید
علی

نتیجه با اجازه سعدی : بعد از تأمل این پست مصلحت آن دیدم که در افيس عزلت نشینم وزيپ دامن صحبت روی هم چينم و دفتر از غلطهای مصطلح بشویم و مِن بعد گزاف نگویم. زبان بریده به کنجی نشسته دف و میوت به از کسی که ندارد دهان و فیس کیوت کلمه و ترکيبهای غربی: office deaf mute face cute [نیشخند]

روح اله

من هم مثل علی نادری دیگه صم بکم از این به بعد گوشه عزلت می گزینم و شما را به خداوند منان می سپارم. روز خوش و خدا نگهدار... اینجا سرود جمهوری اسلامی پخش می شود