دو قرن سکوت!

بله درست حدس زدید! من بعد از قرنها سکوت (با یه کمی اغراق)، تصمیم گرفتم که دوباره بنویسم ! ولی عنوان این پست را به این دلیل "دو قرن سکوت" انتخاب نکردم.

چند شب پیش در یکی از بحثهای همیشگی با دوستان در مورد تاریخ صحبت می کردیم. من معتقد بودم که همیشه در هر کشوری، از بخشی از تاریخ آن کشور صحبت میشه (و حتی در برخی موارد اغراق میشه) که برای ملتش غرور افرین باشه. البته این ممکنه کاملا طبیعی باشه، ولی به یقین در بخش ناگفته و یا بدون سانسور تاریخ هم درسهای بسیاری نهفته. صرف نظر از درستی یا نادرستی عقیده من که باعث یک بحث چند ساعته و کلی جستجو در اینترنت شد، به این نتیجه رسیدم که از تاریخ چیزی نمیدونم!

در ادامه جستجوها به کتاب "دو قرن سکوت" استاد عبدالحسین زرین کوب برخوردم که بسیار کتاب جالبی بود. "این کتاب درباره سرگذشت ایران در دو سدهٔ نخست پس از سلطهٔ اعراب است. نام کتاب به خفقان و سکوت حاکم بر ایران در آن دو قرن اشاره دارد. «دو قرن سکوت»، تاریخ حوادث سیاسی و اجتماعی ایران است در دو قرن آغازین اسلام. تاریخ این دو قرن ایران را، پیش از این نویسندگان و تاریخ‌نویسان به اجمال و اختصار بیان کردند و فقط به ذکر این مطلب اکتفا کردند که در تمام مدت این دو قرن، ایران در زیر سلطه تازیان بود و چنان تحت استیلای اعراب قرار داشت که مردم ایران حتی خط و زبان خود را فراموش کردند. در صورتیکه که این دو قرن روزگار انقلاب‌ها و کشمکش‌های مهم بوده‌است. قیام‌های بزرگ در طی آن پدید آمده‌است و حوادث مهم و شگرف بی‌نظیری مانند جریانات ابومسلم و مقنع و بابک و مازیار و افشین در این روزگار به صحنه حوادث تاریخ ایران پای نهاده‌است. عقاید و افکار تازه مانند آیین شیعه و زیدیه و نهضت‌های مهم مانند نهضت شعوبیه و سیاه جامگان و سپید جامگان و سرخ جامگان در این روزگاران روی نموده‌است" ( بخشی از توضیح کتاب در ویکیپدیای فارسی).

پی نوشت:

۱. باید اعتراف کنم که یکی از دلایل ننوشتنم ناراحت نکردن دوستانی هست که ممکن است از نوشته های من آزرده شوند و البته چاره کار یا ننوشتن است، یا سانسور کردن. چرا که به قول عطار:

گر عاشق روی خود سرگشته همی خواهی
حقا که اگر از من سرگشته ترت افتد
دانم که بدت افتد زیرا که دلم بردی
ور در تو رسد آهم از بد بترت افتد
گر تو همه سیمرغی از آه دلم می ترس
کاتش ز دلم ناگه در بال و پرت افتد
خون جگرم خوردی وز خویش نپرسیدی
آخر چکنی جانا گر بر جگرت افتد؟

۲. و باید اعتراف کنم که با راه حل احسان برای ترک اعتیاد به اینترنت که نوشتن هست موافقم!

 علی

/ 11 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

در جواب ساحر: کاملا موافقم، ولی همانطور که گفتین به نوعی توبه کرد، اما از نوع دیگه سانسور کرد هر چند که آنچه لازم بود (کتاب موجود) گفته و ماندگار شد.

Ehsan

خوش اومدی علی جان. اون مشکل کامنت وبلاگ ما هم حل شد. ضمناَ کتاب " خدمات متقابل ایران و اسلام " مال مطهریه! کتاب زرین کوب "کارنامه اسلام" باید باشه.

علیرضا

با سلام خدمت دکتر وکیلی ابراز خرسندی از بازگشت شما به حوزه فرهنگ.برای اطلاعات عمومی بگم که وقتی ویرایش اول این کتاب آماده چاپ بود, مطهری به زرین کوب گفت که بهتر این کتاب را منتشر نکند ولی اگر قصد اینکار را دارد قسمت های زیادی را حذف نماید که نسخه موجود جرح و تعدیل یافته اصل آن است....

علی

مبارکه علی جان! صفادادی به دنیای وبلاگ.خب دیگه بسه برم دستامو بشورم[قهقهه]

روح اله

با علی موافقم که صفا دادی به دنیای وبلاگستان. چند وقتی بود فضا زنانه شده بود :))

الهه

میخواید من واسه خودم یه وبلاگ زنانه میسازم و اینجا رو میگذاریم واسه حرفهاب مهم مردونه! [چشمک]

Mehdi

Man ham be nobeh khodam vorode dobarato be webloge Khorosh tabrik miagam. Omidvaram ke to khooneh ham betoni hagheto begiri.[چشمک][چشمک][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][خنده]

Mehdi

سلام مجدد من هم حرفت را دربره اون ۲ قرن سکوت قبول دارم. ما فقط بعد از قرن ۳-۴ هجری هست که درباره تاریخ می‌‌دانیم . یک نکته اینجا مطرح می‌‌شود قبل از آن ۲ قرن تو مملکتمن چی‌ می‌‌گذشت؟ چقدر در اون دوره دانشمند داشتیم، من که خودم به غیر از بزرجمهر کس دیگی رو نمیشناسم. شما میشناسید به من بگوید؟ شاید بگید که عربها همه کتاب خانه‌ها را آتش زدند و به خاطره اون هیچ آثاری نداریم. مگه همین اتفاقات برای یونان و مصر نیفتاد؟

jalal

لطفا یکبار دیگر به این کتاب ارزشمند نظر بیفکنید و عرب جاهل را بشناسید,همچنین عرب پرستی ایرانیان امروز را.اگر توانستید به نوشته های من نگاهی بکنید www.eshghi2.persianblog.ir

Reza moradi

بهتر است دیدگاه و برداشت خود را در مورد کتاب دو قرن سکوت بنویسید نه اینکه کپی کنید