برخورد با مشکلات

هفته پیش در یک سمپوزیوم ۳ روزه شرکت کرده بودم. علاوه بر بعد علمی این گردهماییها بعد اجتماعیش هم اهمیت داره و فرصتی به ادم دست میده تا با بقیه دانشجوهای دکترا  یا محققین آشنا بشه و گپ کوتاهی باهاشون داشته باشه و چیزهای زیادی یاد بگیره.

شب دوم در قسمت پوسترها با یکی از همکاران با سابقه دانشکده حرف میزدم. داشتم ازش می پرسیدم که چند تا بچه داره! آیا ازدواج کردند و ....

نظراتش در مورد ازدواج برام جاب بود و شنیدنش از زبان یک هلندی برام جالبتر بود. مرد با ایمانی بود و بسیار معتقد به ازدواج بود و اصلا شیوه زندگی امروزی جوانها رو قبول نداشت . وقتی پسرش تصمیم گرفته بود که با دوست دخترش زندگی کنه ازش پرسیده بود که چرا به ازدواج فکر نمیکنه و او رو متقاعد کرده بود که ازدواج کنه. از نظر اون ازدواج امر مقدسی بود و میگفت خداوند بهتر از ما میدونه که چه چیزی به نفع ماست و  به ازدواج تاکید کرده. البته خودش هم معتقد بود که این طرز تفکر دیگه از نظر بسیاری از  هلندیها قابل قبول نیست و اون کمی قدیمی فکر میکنه...

موضوع دیگه در موردش که من رو خیلی تحت تاثیر قرار داد  این بود که اونها بصورت داوطلبانه از یک دختر ۱۵ ساله که بخاطر مشکلات خانوادگی از خانه فرار کرده  پناه دادند و ازش نگهداری میکنند.  اون معتقد بود که چنین افرادی نباید در موسسات خاصی نگهداری بشوند و بهتره که در محیط خانوادگی باشند. 

او از وضعیت کنونی هلند نگران بود و میگفت که هلند داره از نظر اخلاقی سیر نزولی رو طی میکنه و یکی از علتهاش هم باز بودن بیش از حد جامعه است و مطرح کردن مشکلات و زشتی ها منجر به افزایشش میشه.

یاد همون بحث کتمان گناه خودمون در اسلام افتادم ولی از جهاتی باهاش  موافق نبودم  چون لااقل در هلند مردم از این مشکلات آگاهی کافی پیدا کردند و دولت هم راه حلی برای چنین مشکلاتی پیدا میکنه.

در حالی که شاید  چنین مشکلاتی در کشورهایی مثل کشور  ما  حتی بیشتر از هلند باشه ( از جمله اعتیاد ، آزار جنسی و ...) ولی به علت نبود آگاهی از این گونه معضلات ، اموزش کافی برای نوجوانها هم وجود نداره و احتمال اشتباه یا در دام  افتادنشون هم زبادتره!

الهه

/ 2 نظر / 6 بازدید
تيستو سبز انگشتی

نميدونم والله چی ميشه گفت، همه جای دنيا آدمای خوب و آدمای بد قاطی شدن،کاش که ...

علی

والله منم حاظرم بصورت داوطلبانه وفی سبیل اله نگهداری کنم.